زلف سمن سا
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
چه خبر یار
چه خبر یار؟ شنیدم که گرفتار شدیدل سپردی و برای دگری یار شدیبعدِ دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟خوب شد زندگی ات؟ یا که بدهکار شدی؟بی تو اینجا خبری نیست به جز غصه و دردحال خوش بودی و رفتی و دل آزار شدیبودنت، پنجره ای باز به رویاها بودناگهان پنجره را بستی و دیوار شدیعشق را با طمعِ منطق خود تاخت زدیتا نهایت به دلت سخت بدهکار شدیتو خودت خواستی از قصه ی من پر بکشیپس نگو کار خدا بوده و
برچسب:
نویسنده: زهرا کوهی
تاريخ: دوشنبه
9 شهريور
1405 ساعت: 3:30